محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
526
تحفه خانى ( فارسى )
هفت مثقال هر صباح در قدرى آب و غذا سكباج بايد داد و امّا گوشت نبايد داد و مراد بسكباج آش به سركه است و از ترشى و آشهاى ترش درين صورت نافع است و بحمام رفتن و چندان نشستن كه عرق شود و نشستن در آفتاب به همين غرض بسيار نافع است و بخورى كه ادرار طمث كند ازين ادويه كه مذكور مىگردد ترتيب بايد داد كه ميعه سايله و زنجبيل و عاقرقرحا و اظفار الطيب كه او را در خوشبوها مىاندازند زيرا كه بوى خوش دارد و عود و جاوشير و كندر از هريك نيم مثقال مجموع كوفته و پيخته و حبها ساخته و در مجمره نهاده كه در آن آتش مىنهند و آن را در شيب كاسه كه شيب او سوراخ است بايد نهاد و عليله مبتلا به اين علت را بر بالاى او بايد نشانيد تا بخار بر جسم و اصل شود . [ 189 ] مقاله در بيان عقر و مراد بعقر بار ناگرفتن و آبستن ناشدن زن است و حصول آبستن و حبل بدشوارى و سبب عقر يا سوى مزاج رحم است و اين بر چهار قسم متصور است از اخلاط ماده خون و صفرا و بلغم و سودا و يا ورود برد مكثف مر افواه عروقى كه در رحم است و زارين مانع از وصول نطفه است به محل تكون فرزند و قرار گرفتن او مدت بلوغ و كمال او در رحم و چون برد مكثف باشد هرچند ماده فرزند كه نطفه است برحم و اصل شود بر موجب كثافت و جمود نطفه شود و اين مانع از حصول مطلوبست كه وجود فرزند باشد و علامت اين سبب رقت خون طمث است و قلت او و قلت رنگ خون و متفاوت بودن نبض و صلابت او و سفيدى رنگ رو و بشره و علاج او تبديل مزاج مريضه است و تنقيه بدن و اگر معالج تشخيص خلطى از اخلاط بلغمى باشد و جلاب درين صورت هر صباح از باديان نيمكوفته و بادرنجبويه از هريك دو مثقال و گلقند عسلى